X
تبلیغات
kayvanbiology
جانورشناسی بی مهرگان (3)

 زیر شاخه سارکودینا (آمیب ها)                    Sub Phylum Sarcodina
1-    در شکل بالغ پاهای کاذب سیتوپلاسمی دارند .
2-    آبزی ، در آبهای شیرین یا شور و در خاکهای مرطوب به سر می برند و با خزیدن در آب
حرکت می کنند .
3-    با تاژکداران ارتباط ژنتیکی دارند ، چرا که تاژکداران در مرحله ای خاص از چرخه ی
زندگی به شکل آمیب در می آیند و تاژک خود را از دست می دهند .
4-    بدون تقارن یا تقارن کروی دارند .
5-    بدون پوشش درونی یا بیرونی بوده و یا واجد آن هستند .
6-    بدون تشکیل هاگ و بدون عمل الحاق (Conjugation) هستند .
زیر شاخه ی سارکودینا در بر گیرنده ی دو فوق رده بر اساس نوع پاهای کاذب است که
عبارت اند از :
1-    ریشه پایان (Rhizopoda) 2- محور پایان (Actinopoda) .
ریشه پایان در برگیرنده ی سه رده به نام های :
1-    لوبوپودا (Lobopoda) ،2- رشته پایان (Filopoda) و3- شبکه پایان
(Reticulopoda) است .
درحالیکه محور پایان شامل رده های : 1- شعاعیان (Radiolaria) و 2- خورشیدی ها
(Heliozoa) است .
تغذیه در سارکودینا :
آمیب ها اندامهای حسی یا اندامهای ویژه ای برای دیدن ، شنیدن ، مزه کردن ، بو کردن و غیره
ندارند ، اما به راحتی می توانند غذا را از دیگر مواد تشخیص بدهند . آنها قادرند گیاه و جانور
را از هم تشخیص داده و علاقه مندی خود را به یک نوع غذا نشان دهند . آمیب اندام ویژه ای
برای گرفتن غذا ندارد ، اما قادر است این کار را در هر نقطه از سطح بدنش انجام دهد ، برای
این کار از پاهای کاذب و به طرق مختلف استفاده می کند . حلقه زدن (Circumvalation) ،
بلع محیطی (Circumfluence) ، فرورفتگی (Invagination) ، نوشیدن سلولی
(Pinocytosis) ، هضم و جذب (Digestion and assimilation) .
لایه ی واکوئل غذایی تشکیل شده در درون سلول از بین می رود و سلول با ترشح آنزیمهای
گوارشی ابتدا غذا را تبدیل به مایع و سپس جذب می کند . آنزیمها ابتدا غذا را با لیزوزومها
اسیدی ، سپس به وسیله ی آمیلاز قلیایی و آن را جذب می کنند .
دفع در سارکودینا :
غذای هضم نشده به تدریج به طرف عقب و سمت چپ کشیده می شود و چون منفذی وجود
ندارد ، با ایجاد یک دهانه ی موقتی براثر فرورفتگی دراکتوپلاسم آن را به خارج دفع می کند .
تولید مثل در سارکودینا :
تولید مثل در سارکودینا به دو روش غیر جنسی و جنسی صورت می گیرد.
روش غیر جنسی به دو صورت تقسیم دوتایی و چند تایی صورت می گیرد . در تقسیم دو تایی
ابتدا هسته ، سپس جسم پایه و به دنبال آن تقسیم طولی سیتوپلاسم صورت می گیرد . در تقسیم
چند تایی که در دو حالت کیستی و بدون کیستی صورت می گیرد ابتدا هسته به طور متوالی
به روش میتوز تقسیم شده و به دنبال آن با تقسیم سیتوپلاسم هر قطعه از آن یک هسته را احاطه
می کند و بدین وسیله تعداد زیادی سلول دختر به وجود می آید ، سلول های دختر با از بین
رفتن غشای سلول اصلی آزاد می شوند .
حرکت یا نقل مکان :
حرکت آمیب به وسیله تشکیل موقتی زواید انگشت مانند به نام پاهای کاذب (Pseudopodia)
است که از هر جای جسم سلولی اش می تواند حرکت کند . این قسم حرکت نامنظم را حرکت
آمیبی شکل گویند .

جانورشناسی بی مهرگان (2)

 

زیر شاخه ماستیگوفورا (تاژکداران) Sub Phylum Mastigophora                                                                                                                                 

اگرچه بعضی از از تاژکداران می توانند پای کاذب تشکیل دهند ، اما وسیله اصلی حرکت آنها ، چند تاژک است . بعضی از پروتوزوئرهای بسیار ابتدایی را در این زیر شاخه می توان یافت . گروه شامل فیتو فلاژله ها (رده فیتو ماستیگوفورا) است که معمولا کلروفیل دارند و گیاه مانندند . زئو فلاژله ها (رده زئو ماستیگوفورا) که کلروفیل ندارند ، هولوزوئیک یا ساپروزوئیک اند ، پس به جانوران می مانند .
فیتو فلاژله ها : این جانداران معمولا یک یا دو (وگاهی چهار) تاژک و کلروپلاست دارند که محتوی رنگدانه های لازم برای غذا سازی است . آنها بیشتر ، زندگی آزاد دارند و اقسام آشنایی چون اوگلنا ، کلامیدوموناس ، پارامسی ، ولوکس و دینو فلاژله (دو تاژکی ها ) را شامل می شوند .
زئو فلاژله ها : همه ی تاژکداران جانوری بدون رنگند ، کلروپلاست ندارند و به روش هولوزوئیک و ساپروزوئیک تغذیه می کنند . بیشتر آنها هم زندگی همزیستی دارند . برخی از مهمترین پروتوزوئر های انگل جزء این گروهند .
تغذیه در تاژکداران :
مشتمل بر سه نوع است : 1- هولوفایتیک(Holophytic) 2- ساپروفایتیک(Saprophytic) 3- هولوزوئیک(Holozoic)
1-    روش هولوفایتیک یا فتوسنتز : در این روش تاژکدار غذای خود یعنی کربوهیدرات را به طریقه فتوسنتز از کربن دی اکسید ، نمکهای غیر آلی ، انرژی خورشیدی و بالاخره با کمک کلروفیل و آب طی چند مرحله می سازد و استفاده می کند .
2-    روش ساپروزوئیک یا ساپروفایتیک : در این روش تاژکدار مواد آلی پوسیده و محلول در آب را از طریق سطح بدن جذب می کند و با ترشح آنزیمی روی آنها باعث هضم و سپس جذب آنها می شود .
3-    روش هولوزوئیک : در این روش تاژکدار برای شکار طعمه ی خود را از طریق بلع ، به کمک پاهای کاذب و یا توسط واکوئل های مخصوص پسولئوس (Pseuleus) و بالاخره از اندامهای میله ای (Rod organs) استفاده می کند .
تنفس در تاژکداران :
تاژکداران اکسیژن محلول در آب را به صورت انتشار از سطح بدن جذب و گاز کربنیک را دفع می کند .
تولید مثل در تاژکداران :
به صورت غیر جنسی و به دو روش تقسیم دوتایی طولی و چند تایی صورت می گیرد .
تقسیم دوتایی طولی (Longitudinal binary fission
) :
در این نوع تقسیم ابتدا هسته ی جانور به نزدیکی مخزن یعنی به نزدیکی پایه ی تاژکها می رود و به روش میتوز تقسیم می شود . به دنبال تقسیم هسته ، جسم پایه ، لکه چشمی ، تاژک و غیره نیز با یک برآمدگی و فرورفتگی طولی تقسیم می شود و در نتیجه دو سلول شبیه به هم به وجود می آید .
تقسیم چندتایی (Multiple fission
) :
این حالت معمولا در زمان کیستی رخ می دهد . تاژکدار با از دست دادن تاژکهای خود کروی شکل می شود و با ترشح یک لایه ی ضخیم به نام کیست به دورخود آماده ی تقسیم چندتایی می شود . برای این منظور ابتدا با تقسیم دوتایی مضاعف می شود و سپس هر سلول با تقسیم مجدد دو سلول دیگر را به وجود می آورد .این تقسیمات ممکن است در نهایت به 32-16 سلول دختر بیانجامد .
تاژکداران جانوری :
بیشتر این تازکداران را تاژکداران انگلی تشکیل می دهند . میزبان آنها معمولا از بندپایان و مهره داران است و به عنوان انگل بیرونی یا درونی روی آنها یا درون بدن آنها زندگی می کنند .
تاژکداران همزیست :
تاژکدارانی انگلی هستند که قادر به زندگی مستقل نیستند . یعنی نه میزبان و نه انگل نمی توانند بدون وجود یکدیگر زندگی کنند . این تاژکداران بیشتر در در راسته ی هایپرماستیژیدا (Hypermastigida) وجود دارند .

جانورشناسی بی مهرگان 1 

شاخه پروتوزوآ (جانوران تک سلولی)                          Phylum Protozoa     

 پروتوزوآ بیشتر جانوران تک یاخته ای میکروسکوپی هستند . اینها در سلسله جانوری پایین ترین
جانوران گروههای بزرگ می باشند و گروههای دیگرجانوران بافتی ، پریاخته یا متازوئرها هستند .
از لحاظ ساختمان ، یک پروتوزوئر با یک سلول از جانور متازوئر قابل مقایسه و تطبیق است .
ولی از نظر عمل و وظیفه یک موجود زنده (Organism) کاملی است و دارای توازن وتعادل
فیزیولوژیکی است و تمام اعمال ضروری زندگی یک جانور را انجام می دهد . بعضی از
پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسیار ساده و بعضی دیگر پیچیده و دارای «اندام های سلولی
– cell organs یا Organelles» هستند . اندام های سلولی به کار اعمال حیاتی خاص
می خورند و از نظر عمل شبیه به دستگاههای جانوران پریاخته می باشند . بسیاری از
پروتوزوئرها زندگی مستقل دارند و یا به طور آزاد شنا می کنند ، درحالیکه بعضی بی حرکت و
بعضی هر دو صورت را دارا می باشند و کلنی هایی (Colonies) تشکیل می دهند . بقیه در
روی یا داخل بعضی از گونه های گیاهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگی
می کنند .
بسیاری از پروتوزوئرها برای جانوران بسیار کوچک دیگر به منزله غذا می باشند .
بعضی دیگر در تصفیه آب هایی که به وسیله صافی ها انجام می شود و بسترهای فاضلابها مفیدند
، ولی گونه های بیماری زا از قبیل عوامل اسهال خونی آمیبی ، مالاریا و بیماری خواب آفریقایی
به منزله ی تازیانه ای برای نوع بشر می باشند .
پروتوزوآ برحسب ساختمانها یا تشکیلاتی که برای حرکت دارند به پنج رده تقسیم می شوند :
1-    ماستیگوفورا(Mastigophora) ، یا تاژک داران دارای یک یا چند تاژک شلاق مانند.
2-    سارکودینا(Sarcodina) ، یا ریشه پایان (Rhizopods) با پاهای کاذب .
3-    اسپوروزوآ(Sporozoa) ، فاقد اندامهای سلولی مخصوص حرکت می باشند .
4-    سیلیاتا(Ciliata) ، یا مژکداران(Ciliates) که دارای مژک در سراسر زندگی می باشند .
5-    سوکتوریا(Suctoria) ، یا مکنده ها که در آغاز دارای مژک و در مراحل بلوغ دارای
شاخک اند .

 

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 18:50 |


شاید گیاه , شاید آغازی!

 اوگـــــــــــــــــــــــــــلنـــــــــــــــــــــــــــــــــــا..........٫

اوگلنا: نمونه ای از یک تک یاخته گیاه مانند است و از جمله تاژک دارانیست که در مباحث جانورشناسی مقدماتی زیاد مورد مطالعه قرار می گیرد. زیستگاه این تک سلولی نهرها و برکه های آب شیرینیست که گیاه فراوان دارد. این تک سلولی دارای بدنی دوکی شکل می باشد. طول بدن در آنها معمولا 60 میکرون است اما اقسام کوچکتر و بزرگتر هم در بین آن وجود دارد به طور مثال طول بدن اوگلنا اکسی یوریس به 500 میکرون هم می رسد. درست در زیر پوسته خارجی اوگلناها نوارهای پروتئینی و ریزلوله هایی قرار گرفته اند . بخشی مخزن مانند یک تاژک واقع در جلوی بدن خرج می شود. تاژک دیگری که کوتاهتر است نیز در درون همان مخزن قرار دارد. در قاعده هر تاژک یک کنیتوزوم وجود دارد، یک واکوئل ضرباندار هم به مخزن متصل است. سر سیاه استیگما ظاهرا در برابر نور واکنش می دهد. تعدادی کلروپلاست در درون سیتوپلاسم وجود دارد و رنگ سبز جاندار را سبب می شود. اجسام پارامیسون به شکل های مختلف در بدن جاندار وجود دارد که منبع ذخیره توده های نشاسته ای و غذایی است. تغذیه اوگلنا اتوتروفی است اما اگر این جانور در تاریکی بماند سابوزوئیکی می شود و موادغذایی را از سطح بدن جذب می کند. اوگلنا به روش تقسیم دو تایی تکثیر میابد و در شرایط نامناسب تشکیل کیست می دهد.

 

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 18:47 |

 

پروتوزوئرها جانداران یوکاریوتیک تک سلولی هستند که به قلمرو آغازیان تعلق دارند. پروتوزوئرها از

نظر  ساختمان تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند. این دسته از جانداران ساکن آب و خاک بوده و از ذرات

موادغذایی و باکتریها تغذیه می‌کنند. عده‌ای از آنها بخشی از فلور طبیعی بدن جانداران را تشکیل می‌دهند.

مطالعات این جانداران در محدوده علم میکروبیولوژی قرار دارد

پروتوزوآ بيشتر جانوران تک ياخته اي ميکروسکوپي هستند . اينها در سلسله جانوري پايين ترين


جانوران گروههاي بزرگ مي باشند و گروههاي ديگرجانوران بافتي ، پرياخته يا متازوئرها هستند .


از لحاظ ساختمان ، يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است .


ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل


فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي از


پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي


– cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص


مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري از


پروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت و


بعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه در


روي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي


مي کنند .


بسياري از پروتوزوئرها براي جانوران بسيار کوچک ديگر به منزله غذا مي باشند .


بعضي ديگر در تصفيه آب هايي که به وسيله صافي ها انجام مي شود و بسترهاي فاضلابها مفيدند


، ولي گونه هاي بيماري زا از قبيل عوامل اسهال خوني آميبي ، مالاريا و بيماري خواب آفريقايي


به منزله ي تازيانه اي براي نوع بشر مي باشند .


پروتوزوآ برحسب ساختمانها يا تشکيلاتي که براي حرکت دارند به پنج رده تقسيم مي شوند :


1-    ماستيگوفورا(Mastigophora) ، يا تاژک داران داراي يک يا چند تاژک شلاق مانند.


2-    سارکودينا(Sarcodina) ، يا ريشه پايان (Rhizopods) با پاهاي کاذب .


3-    اسپوروزوآ(Sporozoa) ، فاقد اندامهاي سلولي مخصوص حرکت مي باشند .


4-    سيلياتا(Ciliata) ، يا مژکداران(Ciliates) که داراي مژک در سراسر زندگي مي باشند .


5-    سوکتوريا(Suctoria) ، يا مکنده ها که در آغاز داراي مژک و در مراحل بلوغ داراي


شاخک اند .

پروتوزوئرهای مهم از نظر پزشکی

زير شاخه ماستيگوفورا (تاژکداران) Sub Phylum

Mastigophora

ژیاردیا

ژیاردیا لامبلیا(G.lamblia) یک تک یاخته تاژکدار است که تروفوزوایت پهن و گلابی شکل آن بین

۵/۹ تا ۲۰ میکرون طول و ۵ تا ۱۵ میکرون عرض دارد. دارای دو هسته و چهار زوج تاژک است. کیست

بیضوی آن، ۱۰ میکرون طول، ۸ میکرون عرض(به طور متوسط) و دو یا چهار هسته دارد.

وجود صفحه مکنده در سطح شکمی‏ژیاردیا چسبیدن آن را به مخاط روده تسهیل می‏نماید. PH مطلوب

برای تروفوزوایت ۶ تا ۷ است و در اثر شرایط نامساعد (اسید معده) به سرعت نابود می‏گردد و به نظر

نمی‏رسد

که در انتشار بیماری نقشی داشته باشد مدفوع معمولا تنها حاوی کیست است اما در زمان بروز اسهال،

تروفوزوایت نیز ممکن است مشاهده شود. کیست در قسمت انتهائی ایلئوم تشکیل می‏شود و قادر است به

مدت ۳ ماه در آب زنده بماند. غلظتهای معمول کلر که برای تصفیه آب آشامیدنی به کار می‏رود کیست را

از بین نمی‏برد. هر کیست پس از رسیدن به ژژونوم، چهار تروفوزوایت آزاد می‏کند.

اپیدمیولوژی


این انگل از تمام نقاط دنیا گزارش شده است اما میزان آلودگی انسانها در مناطق مختلف بین
۱ تا ۲۵

درصد متفاوت است. در مناطق گرمسیر و نقاطی که تراکم جمعیت زیاد و امکانات بهداشتی کم است شیوع

بیشتری دارد.

اطفال حدود سه بار بیش از بزرگسالان مستعد ابتلاء به بیماری هستند و به همین دلیل موارد آلودگی با

ژیاردیا در مدارس ابتدائی و یتیم خانه‏ها بیشتر مشاهده می‏گردد.

انسان تنها مخزن شناخته شده انگل است و انتقال بیماری از شخص به شخص یا از طریق مصرف غذا و

آب آلوده (fecal-oral)صورت می‏گیرد.

به ندرت با نفوذ فاضلاب در آب آشامیدنی یک شهر ممکن است عفونت ژیاردیائی به صورت همه گیر

بروز کند و باید توجه داشت که کلرینه کردن آب به روش معمول کیست ژیاردیا را نابود نمی‏کند. در برخی

ازموارد اسهال مسافران، ژیاردیا مسئول بوده است

نشانه ‏های بالینی
در اکثر موارد آلودگی به ژیاردیا موجب بروز نشانه بالینی نمی‏گرددو در عده کمی‏از بیماران نیز شدت

نشانه‏های بالینی از نفخ خفیف و سوء هضم تا اسهال شدید و سوء جذب متفاوت است. ژیاردیا هر چند که

درشیرخواران نیز مشاهده می‏گردد اما در کودکان بزرگتر شایعتر است.

کیست ژیاردیا ممکن است در مدفوع تعدادی از افراد سالم جامعه (حاملین) یافت شود بدون آنکه نشانه

بالینی داشته باشند.

فاصله بین آلودگی و بروز علائم حدود ۱۵ روز است و شروع بیماری ممکن است ناگهانی وبه

صورت یک گاستروآنتریت حاد یا تحت حاد باشد. بی اشتهائی، تهوع، احساس سنگینی در اپیگاستر و

اسهال آبی در اغلب بیماران وجود دارد. اسهال ممکن است مزمن شود و یا به صورت متناوب ظاهر

گردد.

شکل مزمن(سندرم سوء جذب):

در بعضی موارد اسهال ناشی از ژیاردیا مزمن میشود و چند ماه طول می‏کشد. کاهش وزن،‌ اتساع شکم و

نفخ ظاهر شده،‌ مدفوع کمرنگ و حجیم و بدبوست و تابلوی بیماری مشابه بیماری اسپرو می‏گردد. این

مسئله می‏تواند علاوه بر کاهش وزن سبب اختلال در رشد کودکان گردد اما تمام اختلالات پس از درمان

موفقیت آمیز عفونت، بهبود می‏یابند.

در این شکل از بیماری اختلال جذب چربی وجود دارد و ممکن است جذب گزیلوز ویتامین B12 نیز کاهش

یابد.

پیشگیری :

اقدامات بهداشتی از نظر جمع آوری صحیح فاضلاب، محافظت منابع آب آشامیدنی از آلودگی و رعایت

بهداشت فردی اصول کلی پیشگیری از بیماری را تشکیل می‏دهند. توصیه می‏شود تا اطرافیان نزدیک

بیماراز نظر وجود ژیاردیا در روده (آزمایش نمونه مدفوع) مورد بررسی قرار گیرند

 

تریکوموناس واژینالیس

 

تریکوموناس یک بیماری منتقله از راه جنسی شایع است که در هر دو جنس دیده می شود اگرچه علائم

آن در خانمها شایعتر است.

چگونه افراد به تریکوموناس مبتلا می شوند؟

این بیماری توسط یک انگل به نام تریکوموناس واژینالیس ایجاد می شود. شایعترین محل عفونت در

زنان، واژن و در مردان، مجرای ادراری می باشد. این انگل در اثر تماس جنسی از فرد مبتلا منتقل

می شود.

علائم و نشانه های تریکوموناس چیست؟

اکثر مردان مبتلا بدون علامت هستند، اگرچه بعضی مردان گهگاهی خارش داخل آلت، ترشح خفیف یا

سوزش بعد از ادرار وخروج منی  را تجربه می کنند. علائم عفونت در زنان شامل ترشح کف آلود سبز یا

زردرنگ بدبو است. این عفونت می تواند منجر به احساس ناراحتی حین مقاربت و ادرار کردن شود. در

موارد نادر، درد در ناحیه زیرین شکم وجود دارد. علائم معمولاً در زنان بین 28-5 روز بعد از مواجهه با

انگل رخ می دهد.

عوارض تریکوموناس چیست؟

التهاب ناحیه تناسلی که در اثر تریکوموناس ایجاد می شود، می تواند استعداد شخص را به عفونت HIV

افزایش دهد البته در صورتی که شخص با ویروس HIV تماس پیدا کند. همچنین ابتلا به این عفونت در

خانم آلوده به ویروس HIV، شانس انتقال HIV را به همسر شخص افزایش می دهد.

تاثیر این عفونت بر خانم حامله و نوزادش چیست؟

ابتلا به این عفونت می تواند منجر به زایمان زودرس یا تولد نوزاد با وزن کم شود.

چگونه تریکوموناس تشخیص داده می شود؟

در هر دوجنس، معاینه بالینی پزشک و بررسی آزمایشگاهی برای تشخیص این عفونت الزامی است.

تشخیص این انگل در مردان از زنان سخت تر است. در معاینه لگنی خانم مبتلا، زخمهای کوچک قرمز

رنگ روی دیواره واژن یا دهانه رحم دیده می شود.

درمان تریکوموناس چیست؟

تریکوموناس با تک دوز قرص مترونیدازول قابل درمان است. علائم تریکوموناس در مردان حتی بدون

درمان عرض چند هفته رفع می شود. اگرچه انتقال عفونت به همسر در این شخص کماکان صورت می

گیرد. به همین علت زن و شوهر بایستی با هم درمان شوند تا عفونت ریشه کن شود. افرادیکه تحت

درمان قرار می گیرند تا زمان بهبودی کامل و رفع علائم در خود و همسرشان بایستی از مقاربت

خودداری کنند.

مترونیدازول در خانم حامله نیز قابل استفاده است. در صورت درمان با مترونیدازول شخص از ابتلای

مجدد به عفونت مصون نمی شود و حتی در صورت درمان موفقیت آمیز امکان ابتلای مجدد وجود

دارد.

چگونه می توان از ابتلا به تریکوموناس پیشگیری کرد؟

مطمئن ترین راه برای جلوگیری از انتقال، خودداری از تماس جنسی در طول مدت زمانی است که همسر

فرد مبتلا به عفونت است. استفاده مداوم و درست از کاندوم لاتکس، خطر ابتلا به عفونت را کاهش

می دهد. در صورت وجود هرگونه علائم نظیر ترشح، سوزش ادرار، زخم غیر طبیعی بایستی از تماس

جنسی با همسر خودداری کرده و سریعاً به یک پزشک مراجعه شود. همسر شخص مبتلا به عفونت

تریکوموناس نیز بایستی توسط پزشک معاینه شود.

تماس جنسی بایستی تا زمان درمان کامل شخص و همسرش متوقف شود.

 

 

تری پانوزوم

 

تریپانوزوم جز تاژکداران انگلی است (انگل خون و نسج(بافتهای مرتبط با خون))بیشتر در خون مهره

داران دیده می شود ازبین تریپانوزوم ها 3 گونه ی انگل در انسان شناخته شده:

  1. تریپانوزوم گامبینس (عامل بیماری خواب)
  2.  
  3. تریپانوزوم کروزی (عامل بیماری شاگاس)
  4.  
  5. تریپانوزوم رودزینس

 

تریپانوزوم بالغ بدن کشیده و دراز دارد از یک طرف نوک تیز بوده فقط دارای یک تاژک است و دارای

هسته ی بزرگی در وسط بدن است.

سارکودينا(Sarcodina) ، يا ريشه پايان (Rhizopods) با پاهاي کاذب

1-    در شکل بالغ پاهاي کاذب سيتوپلاسمي دارند .

2-    آبزي ، در آبهاي شيرين يا شور و در خاکهاي مرطوب به سر مي برند و با خزيدن در آب


حرکت مي کنند .


3-    با تاژکداران ارتباط ژنتيکي دارند ، چرا که تاژکداران در مرحله اي خاص از چرخه ي


زندگي به شکل آميب در مي آيند و تاژک خود را از دست مي دهند .


4-    بدون تقارن يا تقارن کروي دارند .


5-    بدون پوشش دروني يا بيروني بوده و يا واجد آن هستند .


6-    بدون تشکيل هاگ و بدون عمل الحاق (
Conjugation) هستند .


زير شاخه ي سارکودينا در بر گيرنده ي دو فوق رده بر اساس نوع پاهاي کاذب است که


عبارت اند از :


1-    ريشه پايان (
Rhizopoda) 2- محور پايان در برگيرنده ي سه رده به نام هاي :


1-    لوبوپودا (
Lobopoda) ،2- رشته پايان (Filopoda) و3- شبکه پايان


(
Reticulopoda) است .


درحاليکه محور پايان شامل رده هاي : 1- شعاعيان (
Radiolaria) و 2- خورشيدي ها


(
Heliozoa) است .


تغذيه در سارکودينا :


آميب ها اندامهاي حسي يا اندامهاي ويژه اي براي ديدن ، شنيدن ، مزه کردن ، بو کردن و غيره


ندارند ، اما به راحتي مي توانند غذا را از ديگر مواد تشخيص بدهند . آنها قادرند گياه و جانور


را از هم تشخيص داده و علاقه مندي خود را به يک نوع غذا نشان دهند . آميب اندام ويژه اي


براي گرفتن غذا ندارد ، اما قادر است اين کار را در هر نقطه از سطح بدنش انجام دهد ، براي


اين کار از پاهاي کاذب و به طرق مختلف استفاده مي کند . حلقه زدن (
Circumvalation) ،


بلع محيطي (
Circumfluence) ، فرورفتگي (Invagination) ، نوشيدن سلولي


(
Pinocytosis) ، هضم و جذب (Digestion and assimilation) .


لايه ي واکوئل غذايي تشکيل شده در درون سلول از بين مي رود و سلول با ترشح آنزيمهاي


گوارشي ابتدا غذا را تبديل به مايع و سپس جذب مي کند . آنزيمها ابتدا غذا را با ليزوزومها


اسيدي ، سپس به وسيله ي آميلاز قليايي و آن را جذب مي کنند .


دفع در سارکودينا :


غذاي هضم نشده به تدريج به طرف عقب و سمت چپ کشيده مي شود و چون منفذي وجود


ندارد ، با ايجاد يک دهانه ي موقتي براثر فرورفتگي دراکتوپلاسم آن را به خارج دفع مي کند .


توليد مثل در سارکودينا :


توليد مثل در سارکودينا به دو روش غير جنسي و جنسي صورت مي گيرد.


روش غير جنسي به دو صورت تقسيم دوتايي و چند تايي صورت مي گيرد . در تقسيم دو تايي ابتدا هسته ،

سپس جسم پايه و به دنبال آن تقسيم طولي سيتوپلاسم صورت مي گيرد . در تقسيم


چند تايي که در دو حالت کيستي و بدون کيستي صورت مي گيرد ابتدا هسته به  طور متوالي


به روش ميتوز تقسيم شده و به دنبال آن با تقسيم سيتوپلاسم هر قطعه از آن يک هسته را احاطه


مي کند و بدين وسيله تعداد زيادي سلول دختر به وجود مي آيد ، سلول هاي دختر با از بين


رفتن غشاي سلول اصلي آزاد مي شوند .


حرکت يا نقل مکان :


حرکت آميب به وسيله تشکيل موقتي زوايد انگشت مانند به نام پاهاي کاذب (Pseudopodia)


است که از هر جاي جسم سلولي اش مي تواند حرکت کند . اين قسم حرکت نامنظم را حرکت


آميبي شکل گويند

آنتامبا هیستولتیکا

معروف ترین انگل آمیب (آنتامبا هیستولتیکا)عامل اسهال میباشد. این آمیب از راه کیست که با مدفوع دفع

شده ویا آب آلوده وارد بدن میزبان میشود از انسانی به انسان دیگر منتقل میگردد.

سيلياتا(Ciliata) ، يا مژکداران(Ciliates)

بالانتیدیوم کلی

تنها مژه دار انگل انسان بالانتدیوم کلی عامل اسهال شدید ولی نادر است.با وارد شدن کیست در بدن انسان

کیست ها وارد کولون شده و در این ناحیه تروفوزوئیت ها رها میشوند.تروفوزوئیت ها از مدفوع دفع می

شوند.

پارامسی

یکی دیگر از مژه داران پارامسی است که بررسی های زیادی بر روی آن انجام نگرفته است.

اسپوروزوآ(Sporozoa)

این میکروارگانیسم ها انگل اجباری انسان و حیوانات می باشند و تولید اسپور نمی کنند. برای انتقال به

میزبان جدید تولید اسپوروزوئیت می کنند. از میان این پروتوزوئرها، پلاسمودیوم عامل مالاریا و کوکسیدیا

پارازیت پرندگان است.

پلاسمودیوم

انگلهاي پلاسموديوم انساني در طول زندگي خود وابسته به دو ميزبان مي باشند. يك مرحله جنسي بدون

تكثير يا لقاح و يك مرحله غير جنسي داراي تكثير  Sporogony Cycle))  در پشة آنوفل ماده بعنوان

ميزبان اصلي و دو مرحله غير جنسي همراه با تكثير (Schizogony) در انسان بعنوان ميزبان واسط

انجام مي شود و اين مراحل عبارتند از:

1 - لقاح (Fertilization) ، مرحله جنسي است كه در معده پشه انجام مي شود.

2- اسپوروگوني (Sporogony) ، اولين مرحله غيرجنسي است كه در ديواره معده و در بدن پشه سپري

مي شود.

3- شيزوگوني نسجي (Exoerythrocytic Schizogony) ، دومين مرحله غيرجنسي  كه در كبد

انسان سپري مي شود.

4 - شيزوگوني خوني (Erythrocytic Schizogony) ، سومين مرحله غير جنسي كه  در گلبولهاي

قرمز خون انجام مي شود.

سير تكاملي انگل پلاسموديوم در بدن پشه آنوفل ماده :

لقاح  ( Fertilization ) -  مرحله جنسي انگل :

چند دقيقه پس از بلعيدن خون بيمار مبتلا به مالاريا و بلعيده شدن گامتوسيت هاي نر (Male

Gametocyte or Micro-gametocyte) و گامتوسيت هاي ماده  (Female Gametocyte

or Macro- Gametocyte)  توسط پشة آنوفل ماده ، در معده پشه مرحلة تاژك دار شدن  (

Exflagellation) اتفاق مي افتد كه گامت هاي نر شروع به تقسيم  و تكثير انبوه مي كنند. در طي اين

مرحله  تا 8 تاژك در داخل يك گامت نر تشكيل مي شود . تاژك هاي ايجاد شده شروع به حركت كرده كه

منجر به پاره شدن سلول و آزاد شدن آنها به داخل پلاسماي خون در درون معده پشه ميشود . تاژك ها كه

در واقع همان اسپرماتوزوا (Spermatozoa) هستند در جستجوي سلول ماده كه در طي اين مدت از

گامتوسيت به گامت هاي ماده Macrogamete)  ) تبديل شده اند، به حركت در مي آيند و طي عمل لقاح (

Singamy)  سلول تخم ( Zygote ) تشكيل مي گردد. سلول تخم در عرض چند ساعت به اووكينت (

Ookinete) متحرك تبديل مي شود . اووكينت يك شكل مهاجم انگل مي باشد كه بعد از، از بين بردن

گلبولهاي قرمز سد راه خود، خود را به ديواره معده پشه رسانده و از سلولهاي اپيتليال معده   (

Epithelial Midgut) و يا از بين آنها گذشته و خود را به غشاء تحتاني جدار معده مي رسانند.

اسپوروگوني ( Sporogony ) ، اولين مرحله غيرجنسي انگل :

در سطح خارجي غشاء معده پشه اووكينت گرد شده ، فرم تهاجمي را از دست داده و تشكيل اووسيست (

Oocyst) را مي دهد . اووسيست به داخل حفره عمومي بدن پشه (Hemocell) وارد شده و از

هموگلوبين خون خورده شده توسط پشه استفاده مي كند. در پشه هايي كه شديداً  آلوده هستند سطح معده

پشه از تعداد زيادي اووسيست پوشيده شده است كه ميتوان در زير ميكروسكپ به صورت يك خوشه انگور

مشاهده كرد. بعد از حدود يك هفته  ( تابع درجه حرارت محيط مي باشد )  در داخل اووسيست تقسيماتي

انجام مي شود كه در طي آن هزاران اسپروزوئيت(Sporozoite)   سوزني شكل بوجود مي آيد.  بعد از

گذشت تقريبا ( 21- 8 ) 14روز از آلوده شدن پشه اووسيست پاره شده و  اسپروزوئيت ها  با حركت در

حفره عمومي بدن پشه ، خود را به غدد بزاقي رسانده و در طي خونخواري مجدد همراه با ترشحات بزاق به

داخل خون ميزبان وارد مي شوند . اسپروزوئيت ها در ظرف چند دقيقه از طريق دستگاه گردش خون خود

را به كبد رسانيده و از داخل خون محو  مي گردند. حرارت مناسب براي دورة اسپروگوني انگل هاي مالاري

ا در پشة آنوفل 30-20 درجة سانتيگراد و ميزان رطوبت نسبي مناسب بيش از 60 درصد مي باشد (شکل

زیر).

ارتباط بين درجه حرارت و طول دورة اسپوروگوني

در پلاسموديوم فالسيپارم  و ويواكس (  Macdonald 1975 )

سير تكاملي انگل پلاسموديوم در بدن انسان :

 

يزوگوني نسجي (Exoerythrocytic Schizogony)، دومين مرحله غيرجنسي انگل:

اين دوره به نام  Pre-Erythrocytic  هم ناميده مي شود. و بر حسب نوع انگل 16 - 6 روز طول مي

كشد. در سلول كبد، اسپروزوئيت به سرعت تبديل به تروفوزوئيت(Trophozoite)  نسجي مي شود.

تروفوزوئيت با جذب مواد غذايي از سلولهاي كبد رشد كرده ، شروع به تقسيم داخلي نموده و تبديل به

شيزونت نسجي ‏(Tissue Schizont) چند هسته اي مي شود. در اين مرحله انگل با تقسيم داخلي خود

هزاران مروزوئيت   (Merozoite) مهاجم كوچك را بوجود مي آورد كه بعد از گذشت حدود يك هفته از

آلودگي ميزبان توسط نيش پشه  و بعد از رشد كامل ، سلولهاي كبدي را پاره نموده و به داخل مويرگهاي

كبدي مي ريزند. در پلاسموديوم ويواكس و اووال ، بعضي از اسپروزوئيت ها كه به داخل كبد وارد شده اند

بلافاصله رشد نمي كنند و در سلولهاي پارانشيم كبد تبديل به انگلهاي خفته اي بنام هيپنوزوئيت  (

Hypnozoite) مي شوند.

Pre-patent period: فاصلة زماني بين ورود انگل به بدن تا ورود انگل به خون بعد از طي دورة

كبدي ، كه معمولاَ كمي كمتر از دورة كمون مي باشد. اين دوره بطور متوسط براي ويواكس 8 روز ،

فالسيپارم 5 روز و مالاريه 14 روز مي باشد.

 

شيزوگوني خوني (Erythrocytic Schizogony)، سومين مرحله غير جنسي انگل:

مروزوئيت هاي آزاد شده در جريان خون وارد گلبولهاي قرمز مي شوند و پس از رشد به شكل تروفوزوئيت

خوني  (Blood Trophozoite) در مي آيند.  بعد از گذشت 2 يا 3 روز برحسب گونه انگل ،

تروفوزوئيت رشد كرده و تبديل به شيزونت خوني (Blood Schizont) مي شود. شيزونت در طي رشد

تبديل به 8 تا 16  مروزوئيت  مي شود كه با پاره شدن گلبولهاي قرمز مروزوئيت ها به داخل جريان خون

آزاد مي گردند. اين مروزوئيت ها ، گلبولهاي قرمز آلوده نشده را مورد حمله قرار داده و مجدداً اين چرخة

مروزوئيت ، تروفوزوئيت ، شيزونت ، مروزوئيت تكرار  مي گردد. در طي اين مراحل گلبولهاي قرمز اشغال

مي شوند و در مالارياي شديد فالسيپارم  گلبولهاي قرمز پارازيته شده تا 30 درصد و بيشتر هم مي رسد.

پس از سپري شدن چند مرحله چرخه خوني ، تعدادي از تروفوزوئيت ها به جاي تبديل به  شيزونت تبديل به

گامتوسيت  (Gametocyte) مي شوند. ظهور گامتوسيت ها در پلاسموديوم ويواكس 5-3 روز بعد ، در

پلاسموديوم فالسيپارم 12-10 روز بعد و در پلاسموديوم مالاريه چند هفته بعد مي باشد . حدود 4 روز

طول مي كشد تا  رشد گامتوسيت ها كامل شده و سپس براي  مدت طولاني به صورت غيرفعال ( در مورد

پلاسموديوم فالسيپارم تا حدود يكماه ) در خون به گردش در مي آيند . گامتوسيت ها با غشاء گلبول قرمز

محصور بوده و بعد از بلعيده شدن توسط پشه ناقل در معده پشه آزاد شده و مجددا عمل تاژك دار شدن تكرار

مي گردد.

توکسوپلاسما گونده ای

نوعی بیماری انگلی مشترک بین انسان و دام است که توسط تک یاخته ای بنام toxoplasma

gondii ایجاد می شود این تک یاخته اساساً انگل گربه ها است ولی در بین سایر حیوانات و پرندگان

سرتاسر دنیا نیز انتشار دارد . اواوسیت عفونت زای این انگل در روده میزبان اصلی گربه سانان تشکیل

شده و حیوانات دیگر از جمله انسان بالغ این اواوسیت به بیماری مبتلا می گردند توکسوپلاسما گونده ای

به سه فرم :1- تروفوزوئیت 2- کیست 3- اواوسیت وجود دارد

تروفوزوئیت ها به تمام سلولهای پستانداران به استثنای گلبولهای قرمز بدون هسته هجوم می آورند و در

هنگام مرحله حاد ومزمن بیماری توکسوپلاسموز در نسوج بدن یافت میشوند -کیستها در سلولهای نسوج

میزبان تشکیل میشوند و در انتقال بیماری حائز اهمیت هستند زیرا ممکن است در نسوج بدن حیوانات

مبتلا وجود داشته باشند و توسط گوشتخواران بلعیده شوند و از این راه بیماری توکسوپلاسموز به انسان و

حیوانات گوشتخوار منتقل شود .اواوسیت ها فقط در بافت پوششی روده گربه سانان یافت میشوند و از

طریق مدفوع به بیرون راه پیدا میکنند . اواوسیت های دفع شده ابتدا غیر هاگدار و غیر بیماریزا هستند . و

طی یک تا پنج روز بسته به شرایط هاگدار و بیماریزا میشوند .

انسان به دو گونه به این بیماری مبتلا میشود:

1- بصورت اکتسابی :که در بالغین گاه هیچ گونه علامتی را ندارد و گاه به اشکال بسیار متنوع از یک تب

خفیف گرفته تا درگیری اعصاب ،مغز ؛ریه ؛قلب و چشم و غیره متفاوت است.             2 - نوع مادر زادی

است که مهمترین خطر آن سقط جنین یا زایمان زودرس است . منشا این عفونت معمولا آلودگی مادر در

زمان بارداری است البته گاه آلودگی قبل از بارداری به عنوان منشا عفونت قلمداد میشود .عوارض حاصله

شود.

3- مصرف تخم مرغ خام یا نیم پز :توکسوپلاسما با هدفهای مختلف از تخم های حاصل از مرغان فاقد

علائم بالینی جدا شده است و به این دلیل تخم مرغهای خام یا نیم پز می توانند از منابع مهم آلودگی شدد

انسان به توکسوپلاسموز باشد.

4- مصرف آب و غذای آلوده به مدفوع گربه: تماس مستقیم یا مصرف هر گونه مواد غذایی که با مدفوع

گربه آلوده باشد ممکن است منجر به بلع اواوسیت ها در انسان شود انتقال اواوسیتها به مواد غذای ممکن

است توسط حشرات هم انجام شود

5-انتقال از طریق جفت:وقتی مادران باردار در جریان حاملگی مبتلا به توکسوپلاسموز می شوند عوامل

توکسوپلاسما به جنین منتقل میگردد. توکسوپلاسما گوندئی در نسوج جفت تکثیرحاصل نموده و سپس به

نسوج جنین گسترش می یابد اگر چه عفونت انتقالی از طریق جفت در هر مرحله از دوران آبستنی انسان

ممکن است اتفاق افتد ولی شدت آلودگی توکسوپلاسموز در مادران باردار به هنگام ابتلا، در نیمه اول

آبستنی بیشتر خواهد بود چنانچه زنی بیش از شش ماه قبل از حاملگی مبتلاء به توکسوپلاسموز شده باشد

نوزاد وی دچار عفونت نخواهد شد و نیز اگر آلودگی کمتر از شش ماه قبل از حاملگی کسب شده باشد خطر

انتقال عفونت به جنین فوق العاده کم است. لازم به ذکر است که آلودگی های قبلی مادر در دوران جوانی

نیز به عنوان منشا عفونت قلمداد میشود. عوارض از عفونت بدون علامت ، سقط های خود به خودی ،

تولد جنین مرده یا نارس و یا تولد نوزاد آلوده تا اختلالات شدید چشمی و مغزی و نها یتاً سقط را شامل

میشود .

پیشگیری و کنترل:  1-  دستها باید بطور کا ملا دقیق با آب و صابون پس از تماس با گوشت شسته شود 2-

شیر آب دسمشویی ها ، چاقوها ؛ چرخ گوشت ها و سایروسایلی که با گوشت نپخته در ارتباط است بایستی

با آب وصابون شستوشو داده شوند .زیرا مراحلی از سیر تکاملی انگل توکسوپلاسما گوندئی که در گوشت

انجام می شود شرایطی را قراهم می آورد که به سادگی با آب و صابون از بین میروند .هر نوع گوشتی را

با درجه حرارت حداقل 70درجه سانتیگراد پخته و سپس به مصرف رساند . زمان حاملگی بایستی از

تماس با گربه ، خاک و گوشت خام پرهیز نمایید ظرف مدفوع گربه ها بایستی روزانه تخلیه شود و این کار

با احتیات و دقت بایستی انجام شود و حتی المقدور توسط زنان باردار ین کار صورت نگیرد . در موقع

باغبانی در حیاط یا باغچه بایستی افراد ا دستکش اسفاده کنند . زنان باردار باید از خطرات بیماری توکسو

پلاسموز و نحوه انتقال آن به انسان آگاه باشند .اگر چه تماس با انگل برای هیچ گروهی توصیه نشده است

ولی از نظر تئوریک تماس دختران قبل ار سن ازدواج میتواند با ایجاد ایمنی در آنان خطرات بالقوه بیماری

را در دوران آبستنی منتفی سازد.

 

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 18:44 |

پروتزا

مژکداران Phylum Ciliata  


 هاگ داران

هاگداران انگل چرخه زندگی پیچیده‌ای دارند. این چرخه شامل مراحل تشکیل هاگ است. یک هاگدار تک سلولی می‌تواند تقسیم چند تایی بیابد و بطور همزمان تعدادی سلول کوچکتر حاصل آورد. هر کدام از سلولهای حاصل هاگی است که یک هسته دارد که و پس از آنکه چنین سلولی به عنوان انگل بالغ در بدن یک میزبات مستقر شد، چند هسته‌ای می‌شود و خود را برای انجام تقسیم چند تایی دیگری آماده می‌سازد. پلاسمودیوم معروف‌ترین هاگداران است و گونه‌های مختلف آن در پستانداران و پرندگان ایجاد بیماری مالاریا می‌کنند.

بيماري‌ مالاريا:
    مالاريا يكي‌ از مشكلات‌ عمده‌بهداشتي‌ جهان‌ و از موانع‌ مهم‌ توسعه‌اقتصادي‌ و اجتماعي‌ بوده‌ و خسارتهاي‌جبران‌ناپذير اقتصادي‌ و انساني‌ برجوامع‌ تحميل‌ مي‌كند. تقريبا نيمي‌ ازجمعيت‌ جهان‌ در بيش‌ از يك‌ صدكشور در معرض‌ اين‌ بيماري‌ بوده‌ وساليانه‌ حدود 400 تا 500 ميليون‌ نفربه‌ اين‌ بيماري‌ مبتلا و حدود 2 تا 3ميليون‌ نفر جان‌ خود را از دست‌مي‌دهند و هر ثانيه‌ ده‌ بيمار مالاريايي‌جديد به‌ بيماران‌ اضافه‌ مي‌شود كه‌بيشتر در قاره‌ افريقا و جنوب‌ صحرااتفاق‌ مي‌افتد

   عوامل‌ بيماري‌زايي‌ :

الف‌ - عامل‌ زنده‌ بيماريزا:مالارياي‌ انساني‌ به‌ وسيله‌ چهار نوع‌انگل‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ عبارتند از:پلاسموديم‌ ويواكس‌، پلاسموديم‌فالسيپارم‌ (خطرناكترين‌ نوع‌)،پلاسموديم‌ مالاريه‌، پلاسموديم‌ اووال‌(كمياب‌ترين‌ نوع‌ كه‌ مخصوص‌كشورهاي‌ آفريقايي‌ است‌).
    ب‌ - چرخه‌ زندگي‌ انگل‌:
    انگل‌هاي‌ مالاريا دو چرخه‌ تكاملي‌را مي‌گذرانند: 1 - چرخه‌ انساني‌(غيرجنسي‌) 2 - چرخه‌ پشه‌اي‌(جنسي‌).
    چرخه‌ غيرجنسي‌ (شيزوگوني‌):
از هنگامي‌ آغاز مي‌شود كه‌ پشه‌ آلوده‌شخصي‌ را نيش‌ بزند و اسپروزوئيت‌ رابه‌ او تلقيح‌ نمايد كه‌ اين‌ مرحله‌ حدودا2 هفته‌ طول‌ مي‌كشد.
    چرخه‌ جنسي‌ (اسپوروگوني‌): از هنگامي‌ آغاز مي‌گردد كه‌گامتوسيت‌ها به‌ وسيله‌ پشه‌ ناقل‌ به‌هنگام‌ تغذيه‌ از يك‌ فرد آلوده‌ خورده‌مي‌شوند و پس‌ از تغيير شكل‌ از جدارمعده‌ عبور كرده‌ به‌ شكل‌اسپوروزوئيت‌ درآمده‌ و به‌ مجراي‌بزاقي‌ پشه‌ مي‌روند و پس‌ ازخونخواري‌ مجدد از انسان‌اسپوروزوئيت‌ وارد جريان‌ خون‌مي‌شود كه‌ اين‌ مرحله‌ نيز حدودا دوهفته‌ طول‌ مي‌كشد


پروتزا

 سارکودینا (آمیب ها)   Sub Phylum Sarcodina

1-    در شکل بالغ پاهای کاذب سیتوپلاسمی دارند .
2-    آبزی ، در آبهای شیرین یا شور و در خاکهای مرطوب به سر می برند و با خزیدن در آب
حرکت می کنند .
3-    با تاژکداران ارتباط ژنتیکی دارند ، چرا که تاژکداران در مرحله ای خاص از چرخه ی
زندگی به شکل آمیب در می آیند و تاژک خود را از دست می دهند .
4-    بدون تقارن یا تقارن کروی دارند .
5-    بدون پوشش درونی یا بیرونی بوده و یا واجد آن هستند .
6-    بدون تشکیل هاگ و بدون عمل الحاق (Conjugation) هستند .
زیر شاخه ی سارکودینا در بر گیرنده ی دو فوق رده بر اساس نوع پاهای کاذب است که
عبارت اند از :
1-    ریشه پایان (Rhizopoda) 2- محور پایان (Actinopoda) .
ریشه پایان در برگیرنده ی سه رده به نام های :
1-    لوبوپودا (Lobopoda) ،2- رشته پایان (Filopoda) و3- شبکه پایان
(Reticulopoda) است .
درحالیکه محور پایان شامل رده های : 1- شعاعیان (Radiolaria) و 2- خورشیدی ها
(Heliozoa) است .
تغذیه در سارکودینا :

آمیب ها اندامهای حسی یا اندامهای ویژه ای برای دیدن ، شنیدن ، مزه کردن ، بو کردن و غیره
ندارند ، اما به راحتی می توانند غذا را از دیگر مواد تشخیص بدهند . آنها قادرند گیاه و جانور
را از هم تشخیص داده و علاقه مندی خود را به یک نوع غذا نشان دهند . آمیب اندام ویژه ای
برای گرفتن غذا ندارد ، اما قادر است این کار را در هر نقطه از سطح بدنش انجام دهد ، برای
این کار از پاهای کاذب و به طرق مختلف استفاده می کند . حلقه زدن (Circumvalation) ،
بلع محیطی (Circumfluence) ، فرورفتگی (Invagination) ، نوشیدن سلولی
(Pinocytosis) ، هضم و جذب (Digestion and assimilation) .
لایه ی واکوئل غذایی تشکیل شده در درون سلول از بین می رود و سلول با ترشح آنزیمهای
گوارشی ابتدا غذا را تبدیل به مایع و سپس جذب می کند . آنزیمها ابتدا غذا را با لیزوزومها
اسیدی ، سپس به وسیله ی آمیلاز قلیایی و آن را جذب می کنند .
دفع در سارکودینا :

غذای هضم نشده به تدریج به طرف عقب و سمت چپ کشیده می شود و چون منفذی وجود
ندارد ، با ایجاد یک دهانه ی موقتی براثر فرورفتگی دراکتوپلاسم آن را به خارج دفع می کند .
تولید مثل در سارکودینا :
تولید مثل در سارکودینا به دو روش غیر جنسی و جنسی صورت می گیرد.
روش غیر جنسی به دو صورت تقسیم دوتایی و چند تایی صورت می گیرد . در تقسیم دو تایی
ابتدا هسته ، سپس جسم پایه و به دنبال آن تقسیم طولی سیتوپلاسم صورت می گیرد . در تقسیم
چند تایی که در دو حالت کیستی و بدون کیستی صورت می گیرد ابتدا هسته به طور متوالی
به روش میتوز تقسیم شده و به دنبال آن با تقسیم سیتوپلاسم هر قطعه از آن یک هسته را احاطه
می کند و بدین وسیله تعداد زیادی سلول دختر به وجود می آید ، سلول های دختر با از بین
رفتن غشای سلول اصلی آزاد می شوند .
حرکت یا نقل مکان :
حرکت آمیب به وسیله تشکیل موقتی زواید انگشت مانند به نام پاهای کاذب (Pseudopodia)
است که از هر جای جسم سلولی اش می تواند حرکت کند . این قسم حرکت نامنظم را حرکت
آمیبی شکل گویند .

خورشيدي ها

ريشه پايان

شعاعيان

روزن داران


× پروتزا ×

شاخه پروتوزوآ (جانوران تک سلولي)

يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است . ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي از پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي – cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري از پروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت وبعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه در روي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي مي کنند . بسياري از پروتوزوئرها براي جانوران بسيار کوچک ديگر به منزله غذا مي باشند .بعضي ديگر در تصفيه آب هايي که به وسيله صافي ها انجام مي شود و بسترهاي فاضلابها مفيدند  ولي گونه هاي بيماري زا از قبيل عوامل اسهال خوني آميبي ، مالاريا و بيماري خواب آفريقايي به منزله ي تازيانه اي براي نوع بشر مي باشند .شاخه پروتوزوآ (تک یاختگان) در کنار دو شاخه جانوران و گیاهان شاخه ای مستقل از موجودات زنده به شمار می روند که از حدود 20 تا 25 هزار نوع تک یاخته تشکیل یافته اند. تک یاختگان در تمام نقاط زمین پراکنده بوده و با محیطهای مختلف سازش یافته اند. این موجودات به فراوانی درمناطقی یافت می شوند که 90% آب وجود داشته باشد مانند : دریاها. اقیانوس ها. کف دریاها و آب های شیرین. از نظر پیچیدگی های ساختاری بسیار جالب هستند.

حرکت در این موجودات 5 نوع می باشند که عبارتند از : 1- حرکت بوسیله پای کاذب (تبدیل شدن آندوپلاسم به اکتوپلاسم یا تبدیل شدن اکتوپلاسم به اندوپلاسم) مانند : آمیب ها 2- حرکت بوسیله تاژک مانند : اوگلنا 3- حرکت بوسیله مژک مانند : پولورونما 4- حرکت میونمی یا دوده ای یا کرمی شکل مانند : اسیلاتوریا 5- حرکت لغزشی مانند : پینولاریا

به طور كلي شامل : 1- آمیبی ها 2(sarcodina) - تاژک داران(mastigophora) 3- مژک داران(ciliphora) 4- هاگ داران(api complex) 5- اوپالیناتا(opelinata)

واکوئلهای دفعی و گوارشی بسیاری از تک‌یاختگان دارای حفره‌ا‌ی جهت دفع آب و بعضی مواد زاید هستند به نام واکوئل دفعی یا انقباضی که به تناوب منقبض شده و محتویات آبگون خود را به بیرون می‌ریزد. در مژکداران خروج محتویات این واکوئل از سوراخ خاص موجود در پلیکل صورت می‌گیرد. واکوئلهای انقباضی معمولا تک‌یاختگان آب شیرین که سیتوپلاسم آنها نسبت به محیط آبی اطراف هیپرتونیک است دیده می‌شوند و در بعضی از گونه‌های دریایی نیز دیده شده‌اند. در تک‌یاختگانی که تغذیه جانوری دارند حفرات یا واکوئلهایی دیده می‌شوند به نام واکوئلهای گوارشی یا غذایی که ذرات غذایی در آنها معلق‌اند. این واکوئلها همراه با جریان سیتوپلاسمی یا سیلکوز در داخل سیتوپلاسم جابجا می‌شوند. در اکثر مژکداران هولوزوئیک ، واکوئلهای گوارشی در انتهای کانال یا معبری به نام حلق یاخته‌ای قرار دارند. قبل از حلق ، دهان یاخته‌ای وجود دارد که در مژکداران عالی فضایی به نام فضای پیش دهانی قبل از آن دیده می‌شود. ضربان مژه‌های موجود در این فضای پیش دهانی موجب جریان یافتن آب همراه با ذرات غذایی به داخل دهان ، حلق یاخته‌ای و سپس واکوئلهای گوارشی می‌شود.

هسته در تک‌یاختگان بسیار متنوع‌اند، هسته به شکلها و اندازه‌ها و با ساختارهای مختلف دیده می‌شود. بیشتر تک‌یاختگان یک هسته دارند در حالی که بعضی از آنها ممکن است در تمام یا بخشی از زندگی خود بیش از یک هسته داشته باشند. در مژکداران دو نوع هسته وجود دارد: یکی هسته بزرگ (پلی‌پلوئیدی) به تعداد یک عدد و به شکلهای مختلف و دیگری هسته کوچک (دیپلوئیدی و در ارتباط با فعالیتهای تولید مثلی) که تعداد آن در یک یاخته ممکن است از یک تا 80 عدد تغییر کند.

 سیتوپلاسم سیتوپلاسم در اکثر تک‌یاختگان به دو بخش بیرونی (اکتودرم) و درونی (آندوپلاسم) متمایز می‌شود. اکتوپلاسم در ریشه‌پایان شفاف ، یکنواخت ، بدون دانه و ژله مانند است در حالی که آندوپلاسم دانه‌دار و آبگون است.تغییر حالت ژله‌ای اکتوپلاسم به حالت آبگونه‌ای آندوپلاسم و بالعکس در ایجاد پاهای کاذب برای برای حرکت آمیبی موثر است در مژکداران ، اکتوپلاسم بخش دایمی و مشخص و حاوی اندامکهای گوناگون است.

 ماستیگوفورا(تاژکداران)

اگرچه بعضی از از تاژکداران می توانند پای کاذب تشکیل دهند ، اما وسیله اصلی حرکت آنها ، چند تاژک است . بعضی از پروتوزوئرهای بسیار ابتدایی را در این زیر شاخه می توان یافت . گروه شامل فیتو فلاژله ها (رده فیتو ماستیگوفورا) است که معمولا کلروفیل دارند و گیاه مانندند . زئو فلاژله ها (رده زئو ماستیگوفورا) که کلروفیل ندارند ، هولوزوئیک یا ساپروزوئیک اند ، پس به جانوران می مانند .
فیتو فلاژله ها : این جانداران معمولا یک یا دو (وگاهی چهار) تاژک و کلروپلاست دارند که محتوی رنگدانه های لازم برای غذا سازی است . آنها بیشتر ، زندگی آزاد دارند و اقسام آشنایی چون اوگلنا ، کلامیدوموناس ، پارامسی ، ولوکس و دینو فلاژله (دو تاژکی ها ) را شامل می شوند .
زئو فلاژله ها : همه ی تاژکداران جانوری بدون رنگند ، کلروپلاست ندارند و به روش هولوزوئیک وساپروزوئیک تغذیه می کنند . بیشتر آنها هم زندگی همزیستی دارند . برخی از مهمترین پروتوزوئر های انگل جزء این گروهند .تاژکداران دارای دو فرم کیست و تروفوزوئیت اند که در فرم تروفوزئیت دارای بدنی گلابی شکل (بادکنکی) و یک جفت هسته ی یکسان و یک شکل و تعدادی تاژک (8 عدد یا 4 جفت) و دارای یک صفحه ی مکنده برای چسبیدن به مخاط روده ی انسان هستند لازم به تذکر است که این انگل در روده ی باریک زندگی می کند .فرم کیست آن بیضی شکل و دارای تعدادی هسته و خرده های تاژک و غشایی شفاف در اطراف سلول دیده می شود هسته ها یک شکل هستند. این کیست همراه آب و مواد غذایی و دست های آلوده وارد بدن می شود کودکان بیشتر آلوده می شوند علائم بیماری بیشتر به صورت اختلالات گوارشی و اسهال  می باشد تشخیص آن از طریق مدفوع است بیشتر در نمونه مدفوع کیست دیده می شوند

حال به تشريح اوگلنا (مثالي از فیتو فلاژله ها ) مي  پردازيم :

اوگلنا: نمونه ای از یک تکیاخته گیاه مانند است و از جمله تاژکدارانیست که در مباحث جانورشناسی مقدماتی زیاد مورد مطالعه قرار می گیرد. زیستگاه این تک سلولی نهرها و برکه های آب شیرینیست که گیاه فراوان دارد. این تک سلولی دارای بدنی دوکی شکل می باشد. طول بدن در آنها معمولا 60 میکرون است اما اقسام کوچکتر و بزرگتر هم در بین آن وجود دارد به طور مثال طول بدن اوگلنا اکسی یوریس به 500 میکرون هم می رسد. درست در زیر پوسته خارجی اوگلناها نوارهای پروتئینی و ریزلوله هایی قرار گرفته اند . بخشی مخزن مانند یک تاژک واقع در جلوی بدن خرج می شود. تاژک دیگری که کوتاهتر است نیز در درون همان مخزن قرار دارد. در قاعده هر تاژک یک کنیتوزوم وجود دارد، یک واکوئل ضرباندار هم به مخزن مربوط است. کله سیاه استیگما ظاهرا در برابر نور واکنش می دهد. تعدادی کلروپلاست در درون سیتوپلاسم وجود دارد و رنگ سبز جاندار را سبب می شود. اجسام پارامیسون به شکل های مختلف در بدن جاندار وجود دارد که منبع ذخیره توده های نشاسته ای و غذایی است. تغذیه اوگلنا اتوتروفی است اما اگر این جانور در تاریکی بماند سابوزوئیکی می شود و موادغذایی را از سطح بدن جذب می کند. اوگلنا به روش دو تا شدن تکثیر میابد و در شرایط نامناسب تشکیل کیست می دهد.

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 18:28 |

پارامسی

پارامسی‌ها پروتوزوئرهای تک سلولی (یونی سلولار) هستند و در شاخه مژه داران و سلسله پروتیستا طبقه بندی می‌شوند. آنها در آب‌های آرام و آبگیرهای راکد زندگی می‌کنند و بخش اصلی زنجیرهٔ غذایی را تشکیل می‌دهند. آنها از پسماندهٔ جلبکها و سایر موجودات ریز تغذیه می‌کنند و خودشان توسط موجودات کوچک دیگر خورده می‌شوند. تمام اعضای شاخه مژه داران (سیلیوفورا) به وسیله برآمدگی‌های ریز مو مانندی که مژه نامیده می‌شود حرکت می‌کنند.

پارامسی قادر نیست شکل بدنش را مانند آمیب تغییر دهد زیرا غشای (پوسته ی) بیرونی ضخیم و سختی به نام پلیکل دارد. پلیکل غشای سلولی را فرا می‌گیرد.

پارامسی دو نوع هسته دارد. هستهٔ بزرگ ماکرونوکلئوس نامیده می‌شود و فعالیتهایی مانند تنفس، سنتز پروتئین و هضم غذا را کنترل می‌کند. هستهٔ کوچک تر میکرونوکلئوس می‌باشد و تنها در طی تولید مثل به کار گرفته می‌شود. تولید مثل در پارامسی شامل تبادل DNA بین میکرونوکلئوس است. برای انجام این امر دو پارامسی از طول به هم می چسبند و از طریق دهان سلولی به هم ملحق می‌شوند. این فرایند گشنگیری نامیده می‌شود و نوعی تولید مثل جنسی در میکروارگانیسم‌ها می‌باشد.

واکوئل انقباضی در سلولهای جانوری برای بیرون راندن آب اضافی به کار می‌رود. واکئول انقباضی شکلی شبیه به ستاره دارد.

پارامسی‌ها هتروتروف هستند. یعنی باید از غذا برای کسب انرژی استفاده کنند. غذا از طریق دهان سلولی وارد می‌شود و به شیار دهانی می‌رود. در انتهای شیار دهانی واکئول غذایی شکل می‌گیرد. واکئول غذایی تا زمانی که هضم شود در سیتوپلاسم باقی می ماند. ذرات غذایی تجزیه نشده از طریق سوراخ مخرجی دفع می‌شود. ناحیهٔ تو رفته و کنگره دار، جایی که غذا وارد پارامسی می‌شود شیار دهانی نام دارد.

پارامسی می‌تواند به دما، غذا، اکسیژن و توکسین‌ها پاسخ دهد و همچنین مکانیسم دفاعی بسیار ساده‌ای دارد. درون پلیکل اعضای نخ مانندی به نام تریکوسیست وجود دارد. پارامسی برای گرفتار کردن شکارچی‌ها و برای بزرگتر به نظر رسیدن تریکوسیست‌ها را به بیرون پرتاب می‌کنند. همچنین می دانیم پارامسی‌ها می‌توانند رفتار اجتنابی از خود نشان دهند. مانند وقتی که یک پارامسی از کنار محرک‌های منفی و ناخوشایند دور می‌شود.

دو نوع سیتوپلاسم در پارامسی وجود دارد. سیتوپلاسمی که در کناره‌ها قرار دارد صاف و کم تراکم است و اکتوپلاسم نامیده می‌شود. بقیهٔ سیتوپلاسم غلیظ تر است و اندو پلاسم نامیده میشود.

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 18:0 |

مشاهده ساختار برگ

¨مقدمه

  برگها اندامهای پهن و سبز رنگی هستند که با نظم و ترتیب ویژه‌ای بر روی ساقه گیاهان قرار دارند و دارای دو بخش اصلی پهنک و دمبرگ‌اند. پهنک سطح تماس برگ و محیط را زیاد می‌کند پهنک به علت نازک بودن دو نقش فتوسنتز و تعرق را بخوبی انجام می‌دهد. برگ هر گیاه معمولا ویژگیهای ظاهری خود را دارا است. این ویژگی در درجه اول مربوط به خصوصیات ارثی گیاه و در درجه دوم مربوط یه عوامل محیطی مانند نور ، رطوبت و دماست.

قسمتهای مختلف برگ

در نهاندانگان برگ مرکب از یک قسمت صفحه مانند سبزی به نام پهنک است که بوسیله دنباله باریکی به نام دمبرگ به ساقه متصل می‌شود. دمبرگ غالبا در پایین خود و در قسمتی که به ساقه متصل می‌شود گاه پهن شده به صورت غلافی کم و بیش ساقه را در برمی‌گیرد. غلاف یا نیام برگ در بعضی از برگها گاهی خارج از اندازه رشد کرده ، تمامی میانگره ساقه را پوشانده ، گاهی ایجاد زایده‌ای به نام گوشوارک را می‌کند. به جز پهنک برگ بقیه اجزای آن را ضمایم برگ می‌گویند. برگها ممکن است دارای همه ضمایم یاد شده باشد یا فقط شامل دمبرگ و پهنک باشند، گاهی نیز برگ فاقد دمبرگ و حتی پهنک است.

ساختار بیرونی برگ

پهنک

بخش قعال برگ بوده و غالبا به علت دارا بودن کلروفیل سبز رنگ است. پهنک ممکن است وجود نداشته و یا بسیار کاهش یافته باشد و مثلا به صورت پیچک در می‌آید. پهنک معمولا به شکل صفحه سطحی است که رگبرگها از آن می‌گذرند رگبرگها ادامه دمبرگ بوده و در سطح زیرین مشخص‌ترند. چگونگی پراکندگی رگبرگها را در سطح برگ رگ‌بندی (گسترش رگبرگها) می‌نامند.

دمبرگ

میله کوتاهی است که پهنک را در محل گره به ساقه متصل می کند. قسمت عمده دمبرگ را بافتهای چوبی و آبکشی تشکیل می‌دهند. دمبرگ معمولا به لبه پایه پهنک متصل است ولی در بعضی از گیاهان مانند لادن و کرچک به سطح زیرین برگ اتصال دارد. اینگونه برگها را سپر می‌گویند. برگها فاقد دمبرگ را که پهنک آنها مستقیما به ساقه متصل است بی‌دمبرگ یا چسبنده می‌نامند. قاعده برگ گاهی به صورت نیام (غلاف) گسترش می‌یابد و ممکن است دارای ضایعاتی به نام گوشوارک و زبانک باشد. (1)

¥مواد و وسایل:

1-    میکروسکوپ نوری

2-    لام

3-    لامل

4-    پنس

5-    تیغ

6-     قطره چکان

7-    آب مقطر

8-    آب ژاول

9-    کارمن

10-  استیک اسید

11- آبی متیلن(بلودومتیلن)

12- شیشه ساعتی

13-برگ کاج(نمونه بازدانه)

14- برگ پرتقال(نمونه دولپه)

15- برگ سورگوم (نمونه تک لپه)

¤ روش کار

  هدف از این آزمایش مشاهده  ساختار های مختلف برگ در انواع باز دانه ، دولپه و تک لپه می باشد که نمونه برگ کاج را به عنوان نمونه بازدانه ، برگ سورگوم به عنوان نمونه تک لپه و برگ پرتقال به عنوان نمونه دو لپه انتخاب

شده اند. برای مشاهده آن ابتدا رنگ آمیزی مضاعف انجام دهیم

به منظور نمونه گیری از برگ کاج  نیز از دو قطعه یونولیت استفاده می نمائیم . بدین صورت که ابتدا بوسیله تیغ برش هایی در سطح داخلی یونولیت ها ایجاد می کنیم تا هنگامی که برگ  را بین آنها قرار دادیم به برگ  فشاری وارد نشود. حال برگ  را بین دو قطعه قرار می دهیم  و ابتدا بوسیله تیغ برشی در سطح عرضی ایجاد می کنیم تا سطح کار برای نمونه گیری صاف شود. اکنون بوسیله تیغ برش هایی نازک از سطح عرضی برگ  برش می گیریم. و برش ها را طبق چارت بالای صفحه به ترتیب: آب مقطر، آب ژاول(10 تا 15 دقیقه) ، آب مقطر ، اسید رقیق (30 تا 60 ثانیه) ، آب مقطر ، کارمن (10 تا 15 دقیقه ) ، آب مقطر ، آبی متیلن (30 تا 60 ثاینه) ، آب مقطر  رنگ آمیزی می کنیم. اکنون برش ها برای تهیه نمونه حاضر است. برش ها را روی لام قرار داده و قطره ای آب به آن می افزاییم و در حالی که لام را در دست چپ گرفته ایم لامل را با دست راست روی آن قرار می دهیم و نمونه حاصل را روی صفحه می کروسکوپ ، زیر عدسی های شیئی قرار می دهیم و به مشاهده برگ در گیاه کاج  به عنوان یکی از نمونه های باز دانه  می پردازیم. در این نمونه ما می توانیم به ترتیب : کوتیکول ، اپیدرم ، هیپودرم ، مزوفیل چین خورده ، کانال رزینی ، آندودرم ، بافت ترابنده ، آبکش و چوب را مشاهده کنیم.

قسمت دوم : تهیه برش و نمونه از برگ سورگوم 

  به منظور نمونه گیری از برگ سورگوم به عنوان نمونه ای تک لپه ای ها نیز  از یونولیت استفاده می نمائیم ، سپس برگ  را بین دو قطعه قرار داده و بوسیله تیغ ابتدا سطح را برای تهیه برش صاف کرده و پس از آن برش هایی نازک از  مقطع عرضی برگ سورگوم تهیه  می نمائیم . اکنون برش های تهیه شده را طبق دستور العمل گفته شده به این ترتیب رنگ آمیزی می کنیم: آب مقطر، آب ژاول(10 تا 15 دقیقه) ، آب مقطر ، اسید رقیق (30 تا 60 ثانیه) ، آب مقطر ، کارمن (10 تا 15 دقیقه ) ، آب مقطر ، آبی متیلن (30 تا 60 ثاینه) ، آب مقطر  رنگ آمیزی می کنیم. اکنون که برش ها برای نمونه گیری حاضر شده اند را روی لام قرار داده و درحالی که لام در دست چپ قرار دارد لامل را با دست راست روی آن قرار می دهیم و نمونه آماده شده را روی صفحه میکروسکوپ ، زیر عدسی های شیئی میکروسکوپ قرار می دهیم و به مشاهده می پردازیم . در این نمونه ما می توانیم: اپیدرم فوقانی ، سلول های بادکنکی شکل ، مزوفیل ، غلاف ، آبکش ، چوب و اپیدرم تحتانی را مشاهده نمائیم.

قسمت سوم : تهیه برش و نمونه ازبرگ پرتقال

 به منظور نمونه گیری از برگ پرتقال  به عنوان نمونه ای از دولپه ای ها نیز  از یونولیت استفاده می نمائیم  سپس برگ پرتقال را بین دو قطعه قرار می دهیم ، و بوسیله تیغ ابتدا سطح را برای تهیه برش صاف کرده و پس از آن برش هایی نازک از  مقطع عرضی  برگ تهیه می نمائیم . اکنون برش های تهیه شده را طبق دستور العمل گفته شده به این ترتیب رنگ آمیزی می کنیم: آب مقطر، آب ژاول(10 تا 15 دقیقه) ، آب مقطر ، اسید رقیق (30 تا 60 ثانیه) ، آب مقطر ، کارمن (10 تا 15 دقیقه ) ، آب مقطر ، آبی متیلن (30 تا 60 ثاینه) ، آب مقطر  رنگ آمیزی می کنیم. اکنون که برش ها برای نمونه گیری حاضر شده اند را روی لام قرار داده و درحالی که لام در دست چپ قرار دارد لامل را با دست راست روی آن قرار می دهیم و نمونه آماده شده را روی صفحه میکروسکوپ ، زیر عدسی های شیئی میکروسکوپ قرار می دهیم و به مشاهده می پردازیم . در این نمونه ما می توانیم به ترتیب  به مشاهده: کوتیکول ، اپیدرم فوقانی ، مزوفیل نرده ای ، غلاف ، آبکش ، چوب ، مزوفیل اسفنجی ، اپیدرم تحتانی ، کوتیکول بپردازیم .

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در شنبه چهاردهم آبان 1390 و ساعت 13:17 |
مشاهده ساختار ساقه نعنا(دو لپه ای)

موضوع گزارش کار: مشاهده ساختار ساقه نعنا(دو لپه ای)

مواد و وسایل مورد نیاز:

ساقه نعنا – تیغ – لام و لامل – کائوچو

شرح آزمایش:

به منظور نمونه گیری از ساقه نعنا به عنوان نمونه ای از دولپه ای ها نیز  از یونولیت استفاده می نمائیم به همان ترتیب نمونه گیری های قبلی که ابتدا بوسیله تیغ برش هایی در یونولیت ها ایجاد کرده ، سپس ساقه را بین دو قطعه قرار داده و بوسیله تیغ ابتدا سطح را برای تهیه برش صاف کرده و پس از آن برش هایی نازک از  مقطع عرضی ساقه تهیه می نمائیم . اکنون برش های تهیه شده را طبق دستور العمل گفته شده به این ترتیب رنگ آمیزی می کنیم

مراحل رنگ‌آميزي

۱- قرار دادن بُرشهاي تهيه شده در آب ژاول ۲۰ درصد به مدت ۱ دقيقه، بسته به نوع بافت از لحاظ نرم بودن و يا خشبي بودن آن، جهت بي‌رنگ شدن بافتهاي گياهي

۲- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر (ترجيحاً عمل شستشو را در اين مرحله دو بار انجام دهيد. چرا كه در صورت باقي ماندن آب ژاول در بافت گياهي، ماندگاري آن كم خواهد شد) 30 ثانیه

۳- قرار دادن نمونه‌ها در آب اکسیژنه به مدت 2 الی 4 دقيقه به منظور تركيب با آب ژاول باقيمانده در بافت گياهي و گرفتن حباب روی نمونه

۴- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

 ۵- قرار دادن بافت گياهي در اسید استیک به مدت  ۱ دقیقه

 6- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

قرار دادن نمونه‌ها در متیلن آبی  به مدت ۲ دقيقه (اولين مرحله‌ي رنگ‌آميزي)  ۶-

۷- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

۸- قرار دادن نمونه‌ها در قهوای بیسمارک به مدت ۲ دقیقه

 ۹ -شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

 اکنون که برش ها برای نمونه گیری حاضر شده اند را روی لام قرار داده و درحالی که لام در دست چپ قرار دارد لامل را با دست راست روی آن قرار می دهیم و نمونه آماده شده را روی صفحه میکروسکوپ ، زیر عدسی های شیئی میکروسکوپ قرار می دهیم و به مشاهده می پردازیم . در این نمونه ما می توانیم:، دسته جات چوب و آبکش اپیدرم و فیبر را مشاهده نمائیم

 

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در شنبه چهاردهم آبان 1390 و ساعت 13:13 |
مشاهده ساختار ساقه ذرت (تک لپه ای)

موضوع گزارش کار:مشاهده ساختار ساقه ذرت (تک لپه ای)

مواد و وسایل مورد نیاز:

ساقه ذرت – تیغ – لام و لامل – کائوچو

شرح آزمایش:

به منظور نمونه گیری از ساقه ذرت نیز از دو قطعه یونولیت استفاده می نمائیم . بدین صورت که ابتدا بوسیله تیغ برش هایی در سطح داخلی یونولیت ها ایجاد می کنیم تا هنگامی که ساقه را بین آنها قرار دادیم به ساقه فشاری وارد نشود. حال ساقه را بین دو قطعه قرار می دهیم  و ابتدا بوسیله تیغ برشی در سطح عرضی ایجاد می کنیم تا سطح کار برای نمونه گیری صاف شود. اکنون بوسیله تیغ برش هایی نازک از سطح عرضی ساقه برش می گیریم. و برش ها به ترتیب:

مراحل رنگ‌آميزي

۱- قرار دادن بُرشهاي تهيه شده در آب ژاول ۲۰ درصد به مدت ۱ دقيقه، بسته به نوع بافت از لحاظ نرم بودن و يا خشبي بودن آن، جهت بي‌رنگ شدن بافتهاي گياهي

۲- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر (ترجيحاً عمل شستشو را در اين مرحله دو بار انجام دهيد. چرا كه در صورت باقي ماندن آب ژاول در بافت گياهي، ماندگاري آن كم خواهد شد) 30 ثانیه

۳- قرار دادن نمونه‌ها در آب اکسیژنه به مدت 2 الی 4 دقيقه به منظور تركيب با آب ژاول باقيمانده در بافت گياهي و گرفتن حباب روی نمونه

۴- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

۵- قرار دادن بافت گياهي در اسید استیک به مدت  ۱ دقیقه

6- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

قرار دادن نمونه‌ها در متیلن آبی  به مدت ۲ دقيقه (اولين مرحله‌ي رنگ‌آميزي)  ۶-

۷- شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

۸- قرار دادن نمونه‌ها در قهوای بیسمارک به مدت ۲ دقیقه

۹ -شستشوي نمونه‌ها با آب مقطر

رنگ آمیزی می کنیم. اکنون برش ها برای تهیه نمونه حاضر است. برش ها را روی لام قرار داده و قطره ای آب به آن می افزاییم و در حالی که لام را در دست چپ گرفته ایم لامل را با دست راست روی آن قرار می دهیم و نمونه حاصل را روی صفحه میکروسکوپ ، زیر عدسی های شیئی قرار می دهیم و به مشاهده ساقه ذرت به عنوان یکی از نمونه های تک لپه ای می پردازیم. در این نمونه ما می توانیم: دسته جات چوب و آبکش ، سلول های پارانشیمی و فیبر و اپیدرم را مشاهده نمائیم.  دسته جات آوندی در این نمونه ها دائماً تکرار شده اند

 

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در شنبه چهاردهم آبان 1390 و ساعت 13:7 |

ساختار ریشه (برش عرضی) 

ریشه تک‌لپه‌ایها:A

در برش عرضی ریشه تک لپه‌ایها و ساختار نخستین دو لپه‌ایها، دو منطقه قابل تشخیص است:

۱- منطقه بیرونی یا پوست (Cortex)
۲- منطقه درونی یا استوانه مرکزی (Stele)

منطقه بیرونی شامل: اپیدرم (Epidermis)، پارانشیم پوست (Cortex)، آندودرم (Endodermis)
منطقه درونی شامل: دایره محیطیه (Pericycle)، دستجات آوندی (Xylem + Phloem)، مغز و اشعه مغزی (Pith)

 منطقه بیرونی:

منطقه بیرونی ریشه با اپیدرم و تارهای کشنده شروع شده و سپس پارانشیم پوستی (بخش اعظم برش عرضی ریشه در تک‌لپه‌ایها) و در نهایت به آندودرم ختم می‌شود 

* برش عرضی ریشه در تک لپه‌ایها

آندودرم از اختصاصات ویژه‌ تک‌لپه‌ایها بوده که ترکیبی از سوبرین یا لیگنین دیواره درونی یا جانبی آن را می‌پوشاند و به آن ساختار Uشکل می‌دهد. اصطلاحاً به این قاب یا کمربند ضخیم که به دور یاخته‌های آندودرم قرار گرفته نوار کاسپارین (Casparian strip) می‌گویند. ورود آب تنها از طریق یاخته‌های فاقد چنین دیواره ضخیمی صورت می‌گیرد که به آنها سلولهای معبر یا گذرگاه (Passage) می‌گویند

* موقعیت نوار کاسپارین و سلولهای معبر در برش عرضی ریشه زنبق

منطقه درونی:

منطقه درونی با دایره محیطیه شروع شده، سپس دستجات آوندی (شامل بافت چوب و آبکش) و در نهایت پارانشیم مغز و اشعه مغزی است. دایره محیطیه در بیشتر اوقات یک ردیفی بوده که درست در زیر آندودرم واقع شده و منشأ ریشه‌های فرعی است

بافت چوبی خود شامل چوب اولیه (Protoxylem) و چوب ثانویه (Metaxylem) بوده که آوند آبکش مابین آنها قرار می‌گیرد (رنگ بنفش در این تصویر). بافت چوبی در تک لپه‌ایها، همان طوریکه در تصویر زیر مشاهده می‌شود، رشد رو به مرکز دارد. به عبارتی متاگزیلم‌ در مرکز و پروتوگزیلم‌ دور از مرکز (مشاهده ریشه ذرت به عنوان یک تک‌لپه). لازم به ذکر است که تعداد دستجات آوندی در ریشه تک لپه‌ایها به مراتب بیشتر از دو لپه‌ایهاست

 * به رشد رو به مرکز بافت چوبی (Xylem) در تک لپه‌ایها و موقعیت بافت آبکش (Phloem) مابین آنها دقت کنید 


ریشه دو لپه:

ساختار نخستین ریشه دو لپه‌ایها مشابه تک لپه‌ایها بوده با این تفاوت که آرایش Polyarch از ویژگیهای ریشه‌های گیاهان تک لپه‌ای است. (تعداد گروههای پروتوگزیلم ممکن است یک (Monoarch)، دو (Diarch)، سه (Triarch) یا بیشتر از آن (Polyarch) باشد)
 

* ساختار نخستین ریشه یک گیاه دو لپه‌ای


ساختار پسین ریشه حاصل فعالیت دو لایه زاینده کامبیوم و فلوژن می‌باشد. دستجات پروتوگزیلم در تصویر فوق Triarch و در این تصویر Tetrarch می‌باشد. لایه زاینده پروکامبیوم (residual procambium) مابین بافت چوبی و آبکشی قرار گرفته است

لایه‌ای پیوسته از کامبیوم آوندی از طریق تبدیل دایره محیطیه به یاخته‌های مریستمی و پروکامبیوم آوندی باقیمانده که تبدیل به کامبیوم آوندی شده، بوجود می‌آید. این لایه ابتدا موج‌دار بوده و از قسمت بیرونی آوندهای چوبی نخستین و قسمت درونی آوندهای آبکشی نخستین می‌گذرد. کامبیوم آوندی از طرف داخل، آوندهای چوبی پسین و از طرف خارج، آوندهای آبکشی پسین را تولید می‌کند (موقعیت دستجات آوندی را در ساختار پسین ریشه در گیاهان دو لپه‌ای در این تصویر مشاهده نمائید)

* ساختار پسین ریشه در یک گیاه دو لپه


رشد آوندهای چوبی پسین سریعتر است، لذا حلقه کامبیوم آوندی رفته رفته به صورت دایره کاملی ظاهر می‌شود. فعالیت کامبیوم در زمستان متوقف شده و هنگار بهار مجدداً آغاز می‌گردد. به همین دلیل آوندهای بهاره از آوندهای پائیزتر فراخ‌تر بوده و دیوار آنها نازکتر می‌باشد

 

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در جمعه سیزدهم آبان 1390 و ساعت 22:23 |

تشریح ساختار ساقه

ساقه‌

ساقه‌ بخشی‌ از محور اصلی‌ گیاه‌ است‌ که‌ معمولاً بیرون‌ از خاک‌ و به‌ طور قائم‌ در فضا قراردارد. با وجود این‌، ساقه‌هایی‌ وجود دارند که‌ به‌ طور افقی‌ در زیر یا روی‌ خاک‌ جای‌ می‌گیرند. شکل‌ کلی‌ ساقه‌ مخروطی‌ است‌، یعنی‌ در ناحیه‌ یقه‌ که‌ در سطح‌ خاک‌ قراردارد، قطر بیشتری‌ دارد و در انتها باریک‌ است‌. بعضی‌ از گیاهان‌ مانند نخلها ساقة‌ استوانه‌ای‌ دارند.

نقش ساقه‌ ‌

1ـ نگاهداری‌: ساقه‌ به‌ گیاه‌ استحکام‌ می‌بخشد و برگها را به‌ وسیله‌ شاخه‌ها درسطوح‌ مختلف‌ نگاه‌ می‌دارد.

2ـ هدایت‌: ساقه‌ مسیر انتقال‌ آب‌ و نمکهای‌ کانی‌ از ریشه‌ به‌ برگهاست‌. همچنین‌ موادی‌ که‌ در برگها ساخته‌ می‌شوند از ساقه‌ به‌ ریشه‌ و دیگر اندامهای‌ گیاه‌ پخش‌ می‌شوند.

3ـ تولید بافتهای‌ جدید: عمر متوسط‌ یاخته‌های‌ گیاهی‌ یک‌ تا سه‌ سال‌ است‌. آب‌ و نمکهای‌ کانی‌ در یاخته‌های‌ مرده‌  جریان‌ می‌یابد اما این‌ جریان‌ به‌ انرژی‌ نیاز دارد.

4ـ اندوختن‌ مواد: ساقه‌های‌ بعضی‌ گیاهان‌ قادرند مواد گوناگون‌ را در بافتهای‌ خود ذخیره‌ کنند. مثلاً ساقه‌ نیشکر، قند ذخیره‌ می‌کند.

5ـ فتوسنتز: یاخته‌های‌ سطحی‌ ساقه‌های‌ جوان‌ دارای‌ کلروفیل‌اند و در نتیجه‌ می‌توانند همانند برگ‌ عمل‌ فتوسنتز را انجام‌ دهند.

ساقه‌ دارای‌ ویژگیهای‌ زیر است‌:

1ـ دستجات‌ چوب‌ و آبکش‌ نخستین‌، برخلاف‌ ریشه‌، به‌ صورت‌ دسته‌های‌ توام‌ چوب‌ ـ آبکش‌ قراردارند.

2ـ رشد چوب‌ نخستین‌ درون‌ مرکزی‌ است‌، در حالی‌ که‌ در ریشه‌ برون‌ مرکزی‌ است‌.

3ـ در ساقه‌، برخلاف‌ ریشه‌، روزنه‌ وجود دارد و شاخه‌های‌ آن‌ از مریستم‌ انتهایی‌ سرچشمه‌ می‌گیرند.

4ـ بشره‌ در ساقه‌ پیوسته‌ است‌.

5ـ ساختار پسین‌ ساقه‌ همانند ریشه‌ است‌.

شکل‌ ظاهری‌ ساقه‌

ساقه‌ها از نظر محیط‌ زندگی‌ بر سه‌ نوع‌اند: ساقه‌های‌ آبی‌، ساقه‌های‌ هوایی‌ و ساقه‌های‌ زیرزمینی‌. ساقه‌ها در هر محیطی‌ که‌ زندگی‌ کنند، عموماً گره‌   و میانگره‌   دارند. چون‌ ساقه‌های‌ آبی‌ در آب‌ زندگی‌ می‌کنند لذا نیازی‌ به‌ بافت‌ نگاهدارنده‌ ندارند، در نتیجه‌ یا فاقد بافت‌ نگاهدارنده‌اند و یا مقدار بسیار کمی‌ از آن‌ دارند و از این‌رو عموماً نرم‌اند.

ساقه‌های‌ هوایی‌ و زیرزمینی‌ بر اساس‌ طول‌ عمر، نوع‌ گیاه‌ و نیاز به‌ حفاظت‌ در برابر تغییرات‌ اقلیمی‌ محیط‌ و نحوه‌ رشد برچند نوع‌اند:

1) ساقه‌ بازدانگان‌ و دولپه‌ایهای‌ چوبی‌: مانند گردو، سیب‌، کاج‌، بلوط‌.

2) ساقه‌ گیاهان‌ دولپه‌ای‌ علفی‌: مانند لوبیا، نخود، آفتاب‌گردان‌ و شمعدانی‌.

3) ساقه‌ گیاهان‌ تک‌ لپه‌: مانند ذرت‌، جو گندم‌، مارچوبه‌ و نخل‌.

4) ساقه‌های‌ تغییر شکل‌ یافته‌: مانند ساقه‌ زیرزمینی‌ سیب‌زمینی‌، پیاز، ساقه‌ خزنده‌ توت‌فرنگی‌ و زنبق‌.

روانه‌ها را، بر اساس‌ محل‌ قرارگرفتن‌ آنها بر روی‌ ساقه‌ تقسیم‌ می‌کنند:

-جوانه‌انتهایی‌  : در نوک‌ شاخه‌ و ساقه‌ قراردارد.

-جوانه‌ جانبی‌ یا محوری‌  : در محور برگ‌ یا در زاویه‌ بین‌ برگ‌ و شاخه‌ وجود دارد. این‌ نوع‌ جوانه‌ها فقط‌ از نظر موقعیتشان‌ بر روی‌ شاخه‌ با جوانه‌های‌ انتهایی‌ تفاوت‌ دارند.

-جوانه‌ فرعی‌  : فقط‌ در بعضی‌ گونه‌ها وجود دارد. این‌ نوع‌ جوانه‌ها در نواحی‌ گره‌ روی‌ جوانه‌ محوری‌ یا در یکی‌ از دو طرف‌ آن‌ قرارگرفته‌اند. این‌ جوانه‌ها رشد نمی‌کنند مگر اینکه‌ جوانه‌ محوری‌ از میان‌ برود.

-جوانه‌ نابجا: گاهی‌ جوانه‌ها در محلی‌ غیر از گره‌های‌ ساقه‌ به‌ وجود می‌آیند.

ساقه‌ گیاهان‌ دولپه‌ای‌ علفی‌

دولپه‌ایهای‌ علفی‌ اغلب‌ گیاهانی‌ کوچک‌اند اگر غلاف‌ را جدا کنیم‌، ساقه‌ای‌ سبز و صاف‌ دیده‌ می‌شود که‌ به‌ گروه‌ و میانگروه‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. و در مناطق‌ معتدل‌ می‌رویند. بیشتر آنها گیاهانی‌ یکساله‌ یا دوساله‌اند، ساختار ظاهری‌ این‌ گیاهان‌ شبیه‌ ساقه‌ جوان‌ گیاهان‌ چوبی‌ است‌. گره‌، میانگره‌ و جوانه‌ دارند، اما جوانه‌ها برهنه‌اند. گیاه‌ در سرتاسر عمر فعال‌ است‌. برگهای‌ این‌ گیاهان‌ نمی‌ریزند و در نتیجه‌ اثر برگها و اثر بافتهای‌ آنها روی‌ ساقه‌ دیده‌ نمی‌شوند.

ساقه‌ گیاهان‌ تک‌لپه‌ای‌

بیشتر گیاهان‌ تک‌لپه‌ای‌ مناطق‌ معتدل‌ علفی‌اند. تک‌ لپه‌ایهای‌ چوبی‌  به‌ مناطق‌ گرم‌ محدود و ساختار ظاهری‌ آنها با بازدانگان‌ و دولپه‌ایهای‌ چوبی‌ تفاوت‌ دارد. ذرت‌ از تک‌لپه‌ایهای‌ علفی‌ است‌ که‌ ساقه‌ آن‌ از غلاف‌ برگ‌ پوشیده‌ شده‌ است‌. اگر غلاف‌ را جدا کنیم‌، ساقه‌ای‌ سبز و صاف‌ دیده‌ می‌شود که‌ به‌ گره‌ و میانگره‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. ساقه‌ در منطقه‌ میان‌ گره‌ کاملاً گرد است‌، اما در محل‌ گره‌ها، کمابیش‌ تخم‌مرغی‌ شکل‌ و در یک‌ نقطه‌ فرورفته‌ است‌. در مراحل‌ اولیه‌ رشد ساقه‌، در نقطه‌ فرورفته‌ نامبرده‌، جوانه‌هایی‌ به‌ وجود می‌آیند که‌ گل‌ و گاهی‌ ساقه‌ تولید می‌کنند.

مهمترین‌ انواع‌ ساقه‌های‌ تغییر شکل‌ یافته‌ عبارت‌اند از:

1. ساقه‌ هوایی‌ خزنده‌ یا بن‌رست‌ها دادن‌ نام‌ رونده‌   به‌ انشعابات‌ هوایی‌ و نام‌ بن‌رست‌   به‌ انشعابات‌ افقی‌ در خاک‌ مورد قبول‌ است‌.

2. ساقه‌های‌ زیرزمینی‌ این‌ ساقه‌ها، اندامهای‌ ذخیره‌ای‌ گیاه‌ به‌ شمار می‌روند ساقه‌های‌ زیرزمینی‌ به‌ اشکال‌ ریزومها  ، غده‌ها   و پیازها   (سوخ‌ها) دیده‌ می‌شوند.

3. ساقه‌ پیچنده‌ یا پیچکها ساقه‌ پیچنده‌   دراز و باریک‌ است‌ و بافت‌ استحکامی‌ کمی‌ دارد.

4. ساقه‌ برگ‌نما شکل‌ ظاهری‌ ساقه‌ برگ‌نما   همانند برگ‌ است‌، سبز رنگ‌اند و نقش‌ برگ‌ را هم‌ انجام‌ می‌دهند.

5. ساقه‌ گوشتی‌ در بسیاری‌ از گیاهان‌ ساقه‌ و برگها سبزند و توانایی‌ ساختن‌ غذا را دارند.

6. ساقه‌ خارنما اغلب‌ خارهای‌   گیاهان‌، ساقه‌ تغییر شکل‌ یافته‌ یا زایده‌ ساقه‌اند.

رشد ساقه‌

ساقه‌ دارای‌ رشد طولی‌ و رشد قطری‌ است‌. تمام‌ ساقه‌ها رشد طولی‌ دارند ولی‌ رشد قطری‌ در همه‌ آنها دیده‌ نمی‌شوند. هر دو نوع‌ رشد نتیجه‌ تقسیم‌ یاخته‌های‌ مریستمی‌ و تولید یاخته‌های‌ جدید است‌. رشد طولی‌ همیشه‌ مقدم‌ بر رشد قطری‌ است‌ و ساقه‌هایی‌ که‌ دارای‌ هر دو نوع‌ رشدند، ابتدا رشد طولی‌ را آغاز می‌کنند. به‌ همین‌ مناسبت‌ رشد طولی‌ را رشد نخستین‌ و رشد قطری‌ را رشد پسین‌ می‌نامند. رشد پسین‌ از یک‌ سو استحکام‌ ساقه‌ را سبب‌ می‌شود و از سوی‌ دیگر هرسال‌ یاخته‌های‌ جوان‌ و فعال‌ جدیدی‌ به‌ وجود می‌آورد که‌ انتقال‌ مواد را درگیاه‌ برعهده‌ دارند. رشد پسین‌، بین‌ بافتهای‌ نخستین‌، که‌ در نقاط‌ مختلف‌ سراسر ساقه‌ و ریشه‌ قراردارند، نوعی‌ پیوستگی‌ به‌ وجود می‌آورد و امکان‌ می‌دهد که‌ گیاه‌ مدت‌ بیشتری‌ زندگی‌ کند.

ساختار ساقه‌ تک‌لپه‌ایها با ساختار ساقة‌ دولپه‌ایها و بازدانگان‌ تفاوتهایی‌ به‌ شرح‌ زیر دارد:

1ـ در ساقه‌ دولپه‌ایها و بازدانگان‌، پروکامبیوم‌ آوندی‌ و در نتیجه‌ دسته‌های‌ آوندی‌ در یک‌ ردیف‌ به‌ صورت‌ حلقه‌ قراردارند، اما در تک‌لپه‌ایها، جز در مواردی‌ معدود در سرتاسر بافت‌ مریستمی‌ اصلی‌ یا حداقل‌ در بخش‌ بیرونی‌ آن‌ پراکنده‌اند.

2ـ در ساقه‌ بیشتر تک‌لپه‌ایها، کامبیوم‌ آوندی‌ تولید می‌شود و همه‌ نوارهای‌ پروکامبیوم‌ فقط‌ بافت‌ چوبی‌ نخستین‌ و بافت‌ آبکشی‌ نخستین‌ تولید می‌کنند.

3ـ در تک‌لپه‌ایها، تشخیص‌ پارانشیم‌ پوستی‌ از استوانه‌ مرکزی‌ اغلب‌ دشوار و حتی‌ گاهی‌ غیرممکن‌ است‌.

4ـ مغز اکثرا تحلیل‌ رفته‌ است‌.

پیدایش‌ بافتهای‌ پسین‌ در ساقه‌

هنگامی‌ که‌ گیاه‌ به‌ حد معینی‌ از رشد طولی‌ رسید، ساقه‌ دیگر نمی‌تواند به‌ حد کافی‌ نقش‌ نگاهداری‌ و هدایت‌ مواد را ایفا کند، لذا این‌ اندام‌ رشد قطری‌ پیدا می‌کند. این‌ کیفیت‌ بر اثر پیدایش‌ بافتهای‌ هادی‌ جدیدی‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ از یک‌ مریستم‌ ثانوی‌، یعنی‌ کامبیوم‌ یا لایه‌ زاینده‌ چوب‌ ـ آبکش‌، حاصل‌ می‌شوند افزایش‌ قطری‌ ساقه‌ سبب‌ ایجاد شکافهایی‌ در بشره‌ و پوست‌ می‌گردد. در این‌ صورت‌ نقشهای‌ حفاظتی‌ و ذخیره‌ای‌ بشره‌ و پوست‌ به‌ وسیله‌ بافتهای‌ جدیدی‌ که‌ جانشین‌ آنها می‌گردند ایفا خواهد شد. این‌ بافتهای‌ جدید که‌ شامل‌ چوب‌ پنبه‌ و فلودرم‌اند از دومین‌ لایه‌ زاینده‌، یعنی‌ فلوژن‌، حاصل‌ می‌شوند.

ساختار ساقه‌ در محل‌ گره‌

دسته‌های‌ آوندی‌ برگها و جوانه‌ها ادامه‌ بافتهای‌ هادی‌ ساقه‌اند. از آنجا که‌ برگ‌ و جوانه‌ در محل‌ گره‌ ساقه‌ قرار دارند گره‌ محل‌ پیوند بافتهای‌ آوندی‌ برگ‌، جوانه‌ و ساقه‌ است‌. ناحیه‌ گره‌ ساختاری‌ پیچیده‌ دارد. در بالای‌ محلی‌ که‌ آوندهای‌ ساقه‌ منشعب‌ می‌گردند تا وارد برگ‌ و جوانه‌ شوند محفظه‌هایی‌ به‌ نام‌ جای‌ خالی‌ برگ‌ یا جای‌ خالی‌ جوانه‌ پدید می‌آیند. در محل‌ انشعاب‌ شاخه‌ از ساقه‌ اصلی‌ نیز جای‌ خالی‌ ایجاد می‌شود.

بخشی‌ از دسته‌ آوند را که‌ بین‌ استوانه‌ مرکزی‌ ساقه‌ و قاعده‌ برگ‌ یا قاعده‌ جوانه‌ قرارمی‌گیرد، به‌ترتیب‌ اثربرگی‌ و اثر جوانه‌ای‌ گویند.

ساختار تشریحی‌ یقه‌

ناحیه‌ هم‌ مرز دو اندام‌ ریشه‌ و ساقه‌ را «یقه‌» گویند. یقه‌ در حقیقت‌ همان‌ ساقه‌چه‌ نخستین‌ گیاه‌ است‌ که‌ محور زیر لپه‌ نام‌ دارد. چنانکه‌ می‌دانیم‌ دسته‌های‌ چوب‌ و آبکش‌ در ریشه‌ متناوب‌ و در ساقه‌ هم‌پهلوست‌. این‌ تغییر محل‌ دسته‌های‌ چوبی‌ و آبکشی‌ در ریشه‌ و ساقه‌ در ناحیه‌ یقه‌ و یا ساقه‌چه‌ صورت‌ می‌گیرد.

 

+ نوشته شده توسط ایوب کیوانلو شهرستانکی در جمعه سیزدهم آبان 1390 و ساعت 22:11 |


Powered By
BLOGFA.COM